معرفی آلبوم
آلبوم «شهر کور» اثر شهاب جعفری، منتشرشده در سال ۲۰۲۴ توسط انتشارات آلمانی Noise à Noise، روایتی تمثیلی از روستایی آرام است که با ورود نیرویی اهریمنی دچار آشوب میشود. این اثر در کنار روایت موسیقایی، لایههای اجتماعی و فلسفی متعددی دارد.
ساختار روایی آلبوم
چهار قطعه اصلی «سلام خورشید»، «ورود دیو»، «قربانگاه» و «شهر کور» مراحل مختلف روایت را شکل میدهند؛ از آرامش و تعادل اولیه آغاز شده، با ورود نیروی مخرب به گسست و آشوب میرسد و در نهایت با پایانی باز و تعلیقآمیز خاتمه پیدا میکند.
تحلیل روایتشناختی
ساختار روایی آلبوم را میتوان با نظریههای پراپ، گریماس و ژنت بررسی کرد. «سلام خورشید» وضعیت اولیه، «ورود دیو» گسست و ورود عامل شر، «قربانگاه» مرحله آزمون و تقابل و «شهر کور» پایان باز روایت را بازنمایی میکند.
موسیقی و روایت
جعفری بدون استفاده از روایت کلامی، داستان را از طریق موتیفها، تغییرات دینامیکی، هارمونی و ریتم منتقل میکند. دیسونانسها و ریتمهای نامتقارن در بخشهایی از اثر، فضای آشوب و بحران را تقویت میکنند.
تحلیل جامعهشناختی
آلبوم را میتوان بازتابی استعاری از تجربه هنرمندان ایرانی در شرایط محدودیت و سانسور دانست. چهار مرحله روایت با امید اولیه، ورود محدودیت، مقاومت و در نهایت بلاتکلیفی و تعلیق ارتباط پیدا میکنند.
نقش قدرت و مقاومت
از دیدگاه فوکو، هنر در ارتباط با ساختارهای قدرت شکل میگیرد و میتواند به عرصهای برای مقاومت تبدیل شود. «ورود دیو» در این خوانش استعارهای از مداخله قدرت و تغییر وضعیت موجود است.
موسیقی بهعنوان میدان فرهنگی
بر اساس دیدگاه بوردیو، موسیقی در یک میدان فرهنگی شکل میگیرد که هنرمندان، تولیدکنندگان، رسانهها و مخاطبان در آن برای کسب سرمایه نمادین با یکدیگر تعامل دارند. موسیقی تجربی و آوانگارد نیز میتواند در حاشیه این میدان، ارزش نمادین ویژهای پیدا کند.
پیوند سنت و جهان معاصر
انتشار آلبوم در اروپا، نمونهای از ارتباط هنرمند ایرانی با فضای فرهنگی جهانی است. این جابهجایی میان میدان داخلی و جهانی، از یک سو امکان رهایی و از سوی دیگر تجربه غربت و فاصله فرهنگی را مطرح میکند.
لایه فلسفی اثر
«شهر کور» پرسشهایی درباره اضطراب هستی، رنج جمعی، قدرت، معنا و امکان تسلی از طریق هنر مطرح میکند. از نگاه آدورنو، ابهام و دشواری موسیقی میتواند شکلی از مقاومت در برابر منطق سادهسازی هنر باشد.
نتیجهگیری
آلبوم «شهر کور» را میتوان هم یک روایت اسطورهای موسیقایی و هم بازتابی از بحرانهای اجتماعی و فرهنگی دانست. این اثر نشان میدهد موسیقی بیکلام نیز میتواند ساختار روایی داشته باشد و همزمان زبان مقاومت، بیان رنج و جستوجوی معنا باشد.


