لالاییهای کرمان؛ فراتر از یک آواز خواب
لالاییها بخشی مهم از فرهنگ شفاهی و ترانههای عامیانهاند که علاوه بر آرام کردن و خواباندن کودک، بازتابی از شرایط اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی جامعه به شمار میروند.
لالاییهای کرمان نیز از این ویژگی برخوردارند و بخش قابل توجهی از تجربهها، نگرانیها، آرزوها و احساسات زنان را منعکس میکنند.
بازتاب جایگاه زنان در خانواده
این پژوهش با رویکرد جامعهشناختی، محتوای لالاییهای کرمان را بررسی کرده و نشان میدهد که ساختار خانواده و تقسیم کار جنسیتی در این اشعار بازتاب یافته است.
غیبت طولانی پدر به دلیل سفر و اشتغال، مسئولیت بیشتر زنان در مدیریت خانه و تربیت فرزندان و مشارکت آنان در فعالیتهایی مانند دامداری، از جمله موضوعات قابل مشاهده در این لالاییهاست.
لالایی؛ رسانهای برای بیان خواستهها
بررسیها نشان میدهد که زنان از لالایی به عنوان فضایی غیرمستقیم برای بیان خواستهها، آرزوها و اعتراضهای خود استفاده میکردند.
نگرانی از ازدواج مجدد شوهر، تنهایی، دوری عاطفی و مشکلات زندگی از جمله مضامینی است که در قالبی غیرمستقیم در لالاییها بیان شده است.
از این منظر، لالایی میتوانست نوعی ابزار ارتباطی و راهی برای تخلیه فشارهای روانی زنان باشد.
پیوند عاطفی مادر و کودک
یکی دیگر از محورهای اصلی لالاییهای کرمان، بیان عشق و علاقه مادر به فرزند است.
آرزو برای سلامتی، آینده، تحصیل و موفقیت کودک و همچنین ایجاد پیوند عاطفی میان مادر و فرزند، بخش مهمی از محتوای این ترانهها را تشکیل میدهد.
برخی لالاییها نیز متناسب با جنسیت کودک، آرزوها و انتظارات متفاوتی را برای دختران و پسران مطرح میکنند.
نتیجه پژوهش
در مجموع، پژوهش لالاییهای کرمان را نوعی «رسانه زنانه» میداند؛ رسانهای که زنان از طریق آن عشق، آرزو، اعتراض، نگرانی و تجربههای زندگی خود را منتقل میکردند.
با تغییر شرایط اجتماعی، افزایش مشارکت زنان و گسترش ابزارهای ارتباطی جدید، بسیاری از این کارکردها کمرنگ شده و لالایی نیز در میان خانوادهها کمتر رواج یافته است.


