واسونک و آبادون؛ دو شادآوای زنانه
واسونکهای زنانۀ شیراز و آبادونهای سیرجان از گونههای مهم موسیقی آیینی و مردمی جنوب ایران هستند که بیشتر در مراسم عروسی و گاه عزاداری اجرا میشوند. این دو گونه از نظر ساختار موسیقایی، ریتم، شعر و شیوۀ اجرا شباهتهای قابلتوجهی دارند و تفاوت اصلی آنها بیشتر در نحوۀ خواندن و شرایط اجرای آنها دیده میشود.
موسیقی در دل آیینهای اجتماعی
واسونکها و آبادونها معمولاً به صورت فردی یا گروهی توسط زنان اجرا میشدهاند. خواننده گاهی همزمان دایره مینواخته و در اجرای گروهی، زنان دیگر با تکرار بیت یا خواندن پاسخ، او را همراهی میکردهاند. کل کشیدن و دست زدن نیز بخش جداییناپذیر این اجراها بوده است.
در آبادونهای سیرجان، زنان یا دختران معمولاً روبهروی یکدیگر مینشستند و یک نفر آغازکنندۀ آواز بود. دیگران بلافاصله با او همراه میشدند و در پایان جملههای موسیقایی، نت پایانی را به صورت کشیده اجرا میکردند.
خاستگاه و معنای نامها
واسونک در منابع مختلف به عنوان ترانهای شاد و ملایم معرفی شده که بیشتر در مراسم عروسی جنوب ایران خوانده میشود. این ترانهها در مراحل مختلف ازدواج، از خواستگاری و بلهبران تا حنابندان، عقد، عروسی و پاگشا اجرا میشدهاند.
آبادون نیز در فرهنگ مردم سیرجان به آوازهایی مرتبط با عروسی و شادی گفته میشود. برخی پژوهشگران علت نامگذاری آن را پیوند این آواز با «آباد شدن» و آغاز زندگی جدید زوج جوان دانستهاند. با این حال، آبادون در برخی مراسم سوگ و عزاداری نیز اجرا شده است.
موقعیتهای اجرای واسونک و آبادون
مهمترین محل اجرای این دو گونه موسیقایی، مراسم عروسی بوده است؛ اما کاربرد آنها به عروسی محدود نمیشده است. واسونکها در مراسم عزا، تعزیه، اعزام جوانان به سربازی و حتی آیین سنتی «عروسی بهار نارنج» نیز اجرا میشدهاند.
نکتۀ مهم آن است که گاهی یک شعر یا ترانه، با تغییر حالت و شیوۀ اجرا، در موقعیتی کاملاً متفاوت معنا پیدا میکرده است. بنابراین احساس خواننده، نحوۀ بیان و فضای مراسم در انتقال مفهوم نقش مهمی داشته است.
ساختار موسیقایی مشترک
بررسی نمونههای شیرازی و سیرجانی نشان میدهد واسونک و آبادون از نظر ساختار موسیقایی بسیار به یکدیگر نزدیکاند. هر دو معمولاً از دو جملۀ موسیقایی تشکیل شدهاند و هر جمله نیز دو نیمجمله دارد.
در برخی نمونهها، یک جملۀ ترجیع نیز به این ساختار اضافه میشود که معمولاً با عبارتهایی مانند «مبارک باد» یا «یار مبارک باد» همراه است.
شباهت در گستره و ریتم
گسترۀ صوتی واسونکها و آبادونها معمولاً حداکثر هشت درجۀ صوتی دارد. ساختار ملودیک نمونههای بررسیشده با دانگهای شوشتری و بیداد در دستگاه همایون مطابقت داده شده است؛ هرچند فواصل دقیق اجراهای بومی ممکن است با فواصل نظری تفاوت داشته باشد.
از نظر ریتم نیز هر دو گونه عمدتاً در وزن ۶/۸ اجرا میشوند و بسیاری از نمونهها با پیشضرب یا آناکروسیس آغاز میشوند. این ویژگیهای مشترک، یکی از مهمترین نشانههای ارتباط موسیقایی میان دو منطقه است.
شعر و مضمون ترانهها
واسونکها و آبادونها معمولاً دارای اشعار تکبیتی هستند و گاهی ترجیعبند نیز به آنها افزوده میشود. وزن شعری آنها به بحر رمل نزدیک است و در ساختار ادبی از تخیل، استعاره، کنایه، اغراق و مبالغه استفاده شده است.
موضوعات این اشعار بیشتر با زندگی خانوادگی و ازدواج ارتباط دارد؛ از آرزوهای مادرانه برای ازدواج فرزند و شادی آغاز زندگی جدید گرفته تا ستایش عروس و داماد، وفاداری، صبر در زندگی مشترک و مشکلات اقتصادی.
تفاوت در مضامین
در واسونکهای شیرازی، موضوعاتی مانند زیبایی عروس، ویژگیهای داماد، شادی وصلت و آرزوهای مادرانه برجستهتر دیده میشود. در آبادونهای سیرجانی نیز توصیف برادر از زبان خواهر، قدرت و جایگاه مرد، افتخار به اصل و نسب، نگرانی عروس از ترک خانه و خانواده و مشکلات مربوط به ازدواج و شیربها حضور پررنگی دارد.
این تفاوتها نشان میدهد که یک ساختار موسیقایی مشترک میتواند در دو فرهنگ محلی، مضامین و روایتهای متفاوتی پیدا کند.
نقش زنان در اجرای این موسیقی
یکی از مهمترین ویژگیهای واسونک و آبادون، زنانه بودن کارگان اجرایی آنهاست. زنان نهتنها خوانندگان اصلی این ترانهها بودهاند، بلکه در بسیاری از مراسم، نقش مهمی در برگزاری و هدایت فضای آیینی نیز داشتهاند.
از این منظر، این ترانهها را میتوان بخشی از بیان فرهنگی و اجتماعی زنان دانست؛ موسیقیای که شادی، اندوه، نگرانی، امید و تجربههای زندگی خانوادگی را از زبان آنان منتقل میکند.
نظریۀ اشاعه فرهنگی
نویسنده برای توضیح شباهتهای واسونک و آبادون از نظریۀ اشاعهگرایی استفاده میکند. بر اساس این دیدگاه، فرهنگها از یکدیگر جدا و ثابت نیستند، بلکه در طول تاریخ با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و عناصر فرهنگی را منتقل میکنند.
تاریخ کرمان نیز نشان میدهد که گروههای قومی و فرهنگی گوناگون در دورههای مختلف در این منطقه ساکن شدهاند و همین رفتوآمدها موجب تأثیرگذاری متقابل فرهنگها و موسیقیهای محلی شده است.
پیوند تاریخی شیراز و سیرجان
شباهت ساختار موسیقایی و ادبی واسونکهای شیراز و آبادونهای سیرجان را میتوان در چارچوب همین حرکت و تبادل فرهنگی بررسی کرد. اگرچه این دو گونه در طول زمان تحت تأثیر تغییرات اجتماعی، اعتقادی و سبک زندگی قرار گرفتهاند، اما ساختار اصلی آنها همچنان نشانههایی از یک پیوند فرهنگی را حفظ کرده است.
جمعبندی
مقایسۀ واسونکهای شیرازی و آبادونهای سیرجانی نشان میدهد که این دو گونه از نظر ساختار موسیقی، شعر، ریتم و موقعیت اجرا شباهتهای فراوانی دارند. هر دو معمولاً دو جمله موسیقایی، گسترهای صوتی محدود، وزن ۶/۸ و اشعار تکبیتی با مضامین خانوادگی و آیینی دارند.
این شباهتها نشان میدهد موسیقی محلی ایران در طول تاریخ همواره در حال حرکت، تأثیرپذیری و بازآفرینی بوده است. واسونک و آبادون، با وجود تفاوتهای محلی، بخشی از یک میراث مشترک فرهنگی هستند و مطالعه تطبیقی آنها میتواند به شناخت بهتر پیوندهای میان فرهنگهای مناطق مختلف ایران کمک کند.


