این نوشته روایت امید آزادگان از مسیر چند دهه‌ای آموزش، تجربه و فعالیت او در موسیقی و فراز و نشیب‌های این مسیر است.

آغاز آموزش موسیقی در کرمان

او آموزش موسیقی را از کودکی با تمبک آغاز کرد؛ دوره‌ای که آموزشگاه‌های موسیقی در کرمان چندان رایج نبودند و آموزش بیشتر به شکل خصوصی انجام می‌شد.

پس از تمبک، سنتور را تجربه کرد و در ادامه با پیدا کردن مربی منظم‌تر، کتاب دستور سنتور فرامرز پایور را به پایان رساند.

در دوران مدرسه، در کنار تحصیل موفق، به خوشنویسی، نقاشی و طراحی نیز علاقه داشت؛ اما فشار تحصیلی و کنکور باعث فاصله گرفتن او از فعالیت‌های هنری شد.

ورود به دنیای ویلن

پس از کنکور و در سال ۱۳۸۱، به‌دلیل علاقه خانواده و نیاز گروه موسیقی برادرش به نوازنده ویلن، یادگیری ویلن را آغاز کرد.

مهم‌ترین دوره نخست آموزش او نزد مرحوم کامبوزیا طاهری در کرمان سپری شد؛ استادی منضبط که بر مبانی نظری، سلفژ، دشیفر و موسیقی ایرانی تأکید زیادی داشت.

در کنار ویلن، او به گیتار، آواز، سلفژ و تئوری موسیقی نیز پرداخت و به‌تدریج فعالیت خود را در گروه‌های موسیقی و آهنگسازی گسترش داد.

مهندسی در کنار موسیقی

با وجود علاقه جدی به موسیقی، تحت تأثیر فضای خانوادگی و اجتماعی، تحصیل مهندسی عمران را انتخاب کرد و تا مقطع دکتری در این حوزه ادامه داد.

در تمام این سال‌ها موسیقی همچنان بخش مهمی از زندگی او بود و تمرین، آهنگسازی، نوازندگی و آموزش را در کنار فعالیت دانشگاهی دنبال می‌کرد.

در نهایت در سال ۱۳۹۲ تصمیم گرفت از مسیر دانشگاه و مهندسی فاصله بگیرد و تمام وقت خود را به موسیقی و آموزش اختصاص دهد.

نقطه عطف در آموزش موسیقی

شاگردی نزد استاد رضا عالمی و ارتباط با دیگر استادان، تغییر مهمی در مسیر هنری او ایجاد کرد و باعث شد آموزش تخصصی ویلن، آواز کلاسیک، پیانو و مبانی موسیقی را جدی‌تر دنبال کند.

او همچنین برای ارتقای توانایی خود، سازهای ویولا و ویلنسل را نیز فرا گرفت تا در آهنگسازی، ضبط آثار و تشکیل آنسامبل‌های کامل‌تر توانمندتر باشد.

تلاش برای تحصیل موسیقی در اروپا

در دوران کرونا، تصمیم گرفت تحصیل موسیقی را در خارج از ایران ادامه دهد و رشته‌های نوازندگی و پداگوژی ویلن را دنبال کرد.

پس از رد شدن از چند دانشگاه اروپایی، با راهنمایی یکی از پروفسورهای کنسرواتوار سلطنتی آنتورپ دریافت که برای پیشرفت بیشتر باید از یک مدرس خوب و متخصص بهره بگیرد.

او با دکتر سیسیلیا فلورنسیا گارسیا به‌صورت آنلاین کار کرد و پس از اصلاح ایرادات تکنیکی، اعتمادبه‌نفس خود را دوباره به دست آورد.

تجربه کنسرواتوار و آموزش سوزوکی

سپس با پروفسور ستاره ناژفر-نحوی در وین همکاری کرد و در مدت کوتاهی تغییرات قابل‌توجهی در نوازندگی او ایجاد شد و سرانجام پذیرش تحصیلی دریافت کرد.

آشنایی عمیق‌تر با متد سوزوکی نیز نگاه او را به آموزش موسیقی، به‌ویژه آموزش کودکان، تغییر داد.

او در نهایت در کنسرواتوار سلطنتی آنتورپ تحصیل کرد و با وجود مشکلات ویزا و فشردگی بسیار زیاد برنامه، دوره آموزشی خود را با رتبه ممتاز به پایان رساند.

تفاوت‌های آموزش موسیقی در ایران و اروپا

نویسنده در بخش پایانی، بر اهمیت صلاحیت واقعی مدرس، کارآموزی، مشاهده کلاس استادان، تمرین مستمر، مسئولیت‌پذیری و اشتراک تجربه میان مدرسان تأکید می‌کند.

از نگاه او، در نظام آموزشی اروپا کیفیت تدریس تنها به توانایی نوازندگی محدود نیست و مربی باید بتواند روش آموزش را متناسب با هر هنرجو، به‌خصوص کودکان، انتخاب کند.

او همچنین نقش حمایت دولت، امکانات آموزشی و آگاهی خانواده‌ها را در پیشرفت موسیقی کودکان بسیار مهم می‌داند.

جمع‌بندی

این روایت نشان می‌دهد که پیشرفت در موسیقی حاصل ترکیبی از آموزش درست، تلاش مستمر، انتخاب آگاهانه، تجربه و استفاده از دانش دیگران است.

نویسنده معتقد است بسیاری از فرصت‌های از دست‌رفته او نتیجه نبود آگاهی کافی از مسیر صحیح آموزش بوده و نسل‌های بعد می‌توانند با انتخاب‌های بهتر، این مسیر را کوتاه‌تر و مؤثرتر طی کنند.

در نهایت، پیام اصلی متن بر یادگیری از اشتباهات، تعامل میان مدرسان و هنرجویان و ایجاد هماهنگی جمعی برای ارتقای آموزش موسیقی استوار است.